قالب وبلاگ قالب وبلاگ

اینجا چیزهایی برای خواندن هست...
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 مرداد 1390 توسط مرتضی

با عرض سلام  خدمت دوستان عزیز و محترم . دوستان خیلی جالبه این وبلاگ به طور متوسط روزانه 300-400 تا بازدید داره اما تعداد نظرات اینقدر کمه! خواشن تو این پست در مورد سوالی که میپرسم نظر خودتونو بدید دیگه D: چون برام مهمه جوابهای تک تک شماها! دوست دارین این وبلاگ با مطالب جدیدتر و بهتر و جذاب تر به سایت تبدیل بشه ؟منتظر جواب شما هستم! حتی شما دوست عزیز!درضمن من پیشنهاد میکنم برای خواندن بهترین مطالب ها پایین وبلاگ صفحه بندی شده و صفحات قبل رو به ترتیب مشاهده و بخونید و لذت ببرید...





طبقه بندی: اخبار وبلاگ و اخبار اینترنت، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 توسط مرتضی

آیا كلبه شماهم در حال سوختن است؟

تنها بازمانده یك كشتی شكسته، توسط جریان آب به یك جزیره دورافتاده برده شد. با بیقراری به درگاه خداوند دعا ‌كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم ‌دوخت تا شاید نشانی از كمك بیابد اما هیچ چیز به چشم نیامد.

سرانجام ناامید شد و تصمیم گرفت كه كلبه ای كوچك بسازد تا از خود و وسائل اندكش بهتر محافظت نماید. روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگین فریاد زد:

خدایا چگونه توانستی با من چنین كنی؟

صبح روز بعد، او با صدای یك كشتی كه به جزیره نزدیك می‌شد از خواب بیدار شد، می‌آمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسید: چطور متوجه شدید كه من اینجا هستم؟

آنها در جواب گفتند: ما علامت دودی را که فرستادی دیدیم!





طبقه بندی: مطالب جالب، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 اردیبهشت 1391 توسط مرتضی

چه بار سنگینیست,هر جا که میروم به دوشت میکشم , چرا تنهایم نمیگذاری ای تنهایی

تنها تنهایی را بدوش میکشم....





طبقه بندی: مطالب جالب، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 اردیبهشت 1391 توسط مرتضی

 

همه کاش رو میکارن هیچی سبز نمیشه

من هیچی رو کاشتم،کاش سبز شد





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 فروردین 1391 توسط مرتضی
یه پرستار استرالیایی بزرگ‌ترین حسرت‌های آدم‌های در حال مرگ رو جمع کرده و پنج حسرت رو که بین بیشتر آدم‌ها مشترک بوده منتشر کرده. :

· اولین حسرت: کاش جرات‌اش رو داشتم اون جوری زندگی می‌کردم که می‌خواستم٬ نه اون جوری که دیگران ازم توقع داشتن.
· حسرت دوم: کاش این قدر سخت کار نمی‌کردم.
· حسرت سوم: کاش شجاعت‌اش رو داشتم که احساسات‌ام رو به صدای بلند بگم.
· حسرت چهارم: کاش رابطه‌هام رو با دوستام حفظ می‌کردم.
· حسرت پنجم: کاش شادتر می‌بودم.




طبقه بندی: مطالب جالب، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 فروردین 1391 توسط مرتضی
فقط یه ایروونی میتونه یه جمله با 20 فعل بسازه
داشتم می رفتم برم دیدم گرفت نشست گفتم بذار بپرسم بیبینم میاد نیمیاد دیدم میگه نمیخوام بیام بذار برم بگیرم بخوابم



طبقه بندی: مطالب جالب، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 فروردین 1391 توسط مرتضی
جای علامت سوال، چه عددی میگذارید؟

اگر:
5 = 1
25 = 2
125 = 3
... 625 = 4
? = 5

برای مشاهده جواب پائین بروید ...
ولی قبل از آن که جواب را ببینید، دوباره فکر کنید ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جای علامت سوال باید عدد 1 را قرار داد.
اگر قبول ندارید خط اول را به یاد بیاورید
5=1

نتیجه‌گیری اخلاقی : مسائل ساده زندگی را بیخود پیچیده نکنید.




طبقه بندی: مطالب جالب، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 فروردین 1391 توسط مرتضی
هنگام درس دادن استاد سر کلاس :
 

(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)
 
وقتی استاد خبر امتحان رو میده :
 
(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)
 
موقع امتحان:
 
(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)
 
وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:
 
(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)
 
وقتی که نمره ها رو میزنن :
 
(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)



طبقه بندی: جوک و سرگرمی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 فروردین 1391 توسط مرتضی
پسر در حال دویدن
زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو (شپلخخخخخ "صدای پسگردنی")
یک رهگذر: پسر جون حالت خوبه؟ چیزی مصرف کردی؟
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دس پا چلفتی خنگ... ...
(دختر در حال راه رفتن)
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی فدات شم الهی بمیرم چی شدی تو یهو وااااااااااای
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخای برسونمت دکتری جایی
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتون بدین به من! من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!!




طبقه بندی: جوک و سرگرمی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 اسفند 1390 توسط مرتضی

 

مرداب به رود گفت: چه کردی که زلالی؟! جواب داد: “گذشتم”





طبقه بندی: اس ام اس، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 اسفند 1390 توسط مرتضی

 

بخاطر بسپاریم که: بخشنده از دست نمی دهد. او همواره در حال بدست آوردن است …





طبقه بندی: مطالب جالب، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


(تعداد کل صفحات:52)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ